یادداشت های من و دخترم سلنا

متن مرتبط با «پانزده» در سایت یادداشت های من و دخترم سلنا نوشته شده است

پانزده ماهگی

  • نیلوبلاگ

    فندق مامگرفت ر پانزده ماهگی به ماشین میگفت هان هان، به مامان اماما و همچنین دراین ماه به طور واضح نسبت به وسایلش احساس مالکیت شدید داشت، علاقه زیادی به لباس و به خصوص کفش و کفش بزرگتر ها نشان میداد، xa0همچنین قهر کردن برای رسیدن به خواسته هایش را یاد گرفت. متاسفانه در نوروز 96 دچار اسهال به مدت ده روز شد و لاغر و کم اشتها شد، چشمک زدن، نشان دادن بینی و لپ و مو و شکم از شیرین کاری های این...

    ادامه مطلب
  • پانزده ماهگی

  • نیلوبلاگ

    فندق مامگرفت ر پانزده ماهگی به ماشین میگفت هان هان، به مامان اماما و همچنین دراین ماه به طور واضح نسبت به وسایلش احساس مالکیت شدید داشت، علاقه زیادی به لباس و به خصوص کفش و کفش بزرگتر ها نشان میداد، xa0همچنین قهر کردن برای رسیدن به خواسته هایش را یاد گرفت. متاسفانه در نوروز 96 دچار اسهال به مدت ده روز...

    ادامه مطلب