خرید بک لینک
هجده و نوزده و بیست ماهگی از واکسن شروع کنیم که برای سلنا بدترینش بود واکسن های قبلی زیاد اذیت نشد اما واکسن هجده ماهگی تا دوسه روز تب داشت و پاش درد میکرد و بد راه میرفت و نمیتونست پاش رو محکم به زمین بذاره،اما خداروشکر بخیر گذشت و اخرین واکسن هم گذشت، برای اولین بار تنهایی توانست از پله های قلعه بادی بالا بره و سر بخوره.نوزده ماهگی اولین سفر خارجه سلنا و مامان بود که مقصد ترکیه و شهر دنیزلادامه مطلب

برچسب: نوزده,ماهگی,عشقولی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:25

... از ابتدای مهر سایت های مختلف اینترنت و پیج های متنوع اینستاگرام رو برای تم تولد و گرفتن ایده جستجو کردم و به این نتیجه رسیدم رنگ قرمز به علت نزدیکی تولد فسقل خانم به یلدا و کریسمس میتونه رنگ جالبی باشه و بنابراین تم کودکانه با این رنگ، تم میکی موس انتخاب کردم، با همسر جان مشورت کردم و نمونه عکس های لباس و تزییات و کیک رو نشونش دادم و تایید گرفتم، اولین قدم برای تدارک تولد با خاله سادامه مطلب

برچسب: تولد,سالگی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

.
یازده ماهگی سلنای خوشگلم دوتا دندون های بالاش دراومد که مثل دوتا دندون پایین همراه با تب خفیف و بیقراری و عطسه و ابریزش بینی یعنی شبیه علایم سرما خوردگی بود که خداروشکر با قطره استامینوفن و ژل دندونی حل شد. که بلافاصله بعدش دندون های بعدی بالاش دراومدن یعنی چهار دندان بالا و دو دندان پایین تا پایان یک سالگی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵ساعت 3:7&nbsp توسط پریسا |

برچسب: یازده,ماهگی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

دوازده ماهگی سلنا خانم گوشی موبایل هریک از اعضای خانواده را میشناخت و با دادن گوشی هر شخص به وی با ایما و اشاره میخواست که آهنگ بگذاریم تا برقصد، و هنگام شنیدن آهنگ از تلویزیون و یا.... ابروهایش را به حالت اخم در هم میکشید و برایمان همراه با حرکت سرش به طرفین آواز میخواند به شکل ههههههههههمممممم ههههههههمممممممم. به توپ میگفت هپا، به حمام حممممم، به عمو و عمه عمممم، بابا و مامان را شکسادامه مطلب

برچسب: دوازده,ماهگی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

سلنای نازم در اولین روز چهارده ماهگی اولین قدم هایش را برداشت و بذر عشق و شادمانی در قلب های همه اعضای خانواده دو چندان رویید. همچنین دندان هفتم یا بعبارتی دندان سوم پایین هم در این ماه درآورد. در این ماه سعی میکرد لباس هایش را خودش بپوشد. وخودش دوست داشت غذا خوردن را شروع کند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 15:28&nbsp توسط پریسا |

برچسب: چهارده,ماهگی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

سلنا که در سال 94 سال اسب بدنیا آمد همسن ثنا گورکانی، بیست روز کوچکتر از کیان فلاح زاده، بیست روز بزرگتر از ترنم نوروزی، سه ماه و نیم بزرگتر از فربد عرفانی، پنج ماه بزرگتر از آنیتا وحیدی است، مامان قربون سلنا بره که کلی همسن و سال در فامیل و دوستان دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 13:49&nbsp توسط پریسا |

برچسب: همسن,سلنا, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

فندق مامگرفت ر پانزده ماهگی به ماشین میگفت هان هان، به مامان اماما و همچنین دراین ماه به طور واضح نسبت به وسایلش احساس مالکیت شدید داشت، علاقه زیادی به لباس و به خصوص کفش و کفش بزرگتر ها نشان میداد، همچنین قهر کردن برای رسیدن به خواسته هایش را یاد گرفت. متاسفانه در نوروز 96 دچار اسهال به مدت ده روز شد و لاغر و کم اشتها شد، چشمک زدن، نشان دادن بینی و لپ و مو و شکم از شیرین کاری های اینادامه مطلب

برچسب: پانزده,ماهگی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

هجده و نوزده و بیست ماهگی از واکسن شروع کنیم که برای سلنا بدترینش بود واکسن های قبلی زیاد اذیت نشد اما واکسن هجده ماهگی تا دوسه روز تب داشت و پاش درد میکرد و بد راه میرفت و نمیتونست پاش رو محکم به زمین بذاره،اما خداروشکر بخیر گذشت و اخرین واکسن هم گذشت، برای اولین بار تنهایی توانست از پله های قلعه بادی بالا بره و سر بخوره.نوزده ماهگی اولین سفر خارجه سلنا و مامان بود که مقصد ترکیه و شهرادامه مطلب

برچسب: هجده,نوزده,بیست,ماهگی,عشقولی, نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:07

...از ابتدای مهر سایت های مختلف اینترنت و پیج های متنوع اینستاگرام رو برای تم تولد و گرفتن ایده جستجو کردم و به این نتیجه رسیدم رنگ قرمز به علت نزدیکی تولد فسقل خانم به یلدا و کریسمس میتونه رنگ جالبی باشه و بنابراین تم کودکانه با این رنگ، تم میکی موس انتخاب کردم، با همسر جان مشورت کردم و نمونه عکس هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:06

.
یازده ماهگی سلنای خوشگلم دوتا دندون های بالاش دراومد که مثل دوتا دندون پایین همراه با تب خفیف و بیقراری و عطسه و ابریزش بینی یعنی شبیه علایم سرما خوردگی بود که خداروشکر با قطره استامینوفن و ژل دندونی حل شد. که بلافاصله بعدش دندون های بعدی بالاش دراومدن یعنی چهار دندان بالا و دو دندان پایین تا پایان یک سالگی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵ساعت 3:7 توسط پریسا |

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:06

دوازده ماهگی سلنا خانم گوشی موبایل هریک از اعضای خانواده را میشناخت و با دادن گوشی هر شخص به وی با ایما و اشاره میخواست که آهنگ بگذاریم تا برقصد، و هنگام شنیدن آهنگ از تلویزیون و یا.... ابروهایش را به حالت اخم در هم میکشید و برایمان همراه با حرکت سرش به طرفین آواز میخواند به شکل ههههههههههمممممم هههادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:06

سلنای نازم در اولین روز چهارده ماهگی اولین قدم هایش را برداشت و بذر عشق و شادمانی در قلب های همه اعضای خانواده دو چندان رویید. همچنین دندان هفتم یا بعبارتی دندان سوم پایین هم در این ماه درآورد. در این ماه سعی میکرد لباس هایش را خودش بپوشد. وخودش دوست داشت غذا خوردن را شروع کند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 15:28 توسط پریسا |

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:06

سلنا که در سال 94 سال اسب بدنیا آمد همسن ثنا گورکانی، بیست روز کوچکتر از کیان فلاح زاده، بیست روز بزرگتر از ترنم نوروزی، سه ماه و نیم بزرگتر از فربد عرفانی، پنج ماه بزرگتر از آنیتا وحیدی است، مامان قربون سلنا بره که کلی همسن و سال در فامیل و دوستان دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 13:49 توسط پریسا |

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:06

فندق مامگرفت ر پانزده ماهگی به ماشین میگفت هان هان، به مامان اماما و همچنین دراین ماه به طور واضح نسبت به وسایلش احساس مالکیت شدید داشت، علاقه زیادی به لباس و به خصوص کفش و کفش بزرگتر ها نشان میداد، همچنین قهر کردن برای رسیدن به خواسته هایش را یاد گرفت. متاسفانه در نوروز 96 دچار اسهال به مدت ده روزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:06


نشستن به کمک ما، سینه خیز رفتن، گرفتن مخملک روزهای پایانی هشت ماهگی، درآوردن دندان دومین روز نه ماهگی،گاگله رفتن نه ماهگی، بابا گفتن روز دهم نه ماهگی، مامان گفتن روز بیست و سوم نه ماهگی مصادف با جشن دندونی در روز دوازده شهریور.ایستادن دقیقا روز اول ده ماهگی یعنی نوزده شهریور 95، شناخت کلمه تاب، عروسک، کفش ده ماهگی، اولین مسافرت شمال و تهران مهرماه 95 مصادف با ده ماهگی ، اولین رقصیدن و اواز خوندن(هوم هوم کردن) همراه با اهنگ یا لالایی ده ماهگی

برچسب: نویسنده: آرمان صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 19:24

صفحه بندی