فندق مامگرفت ر پانزده ماهگی به ماشین میگفت هان هان، به مامان اماما و همچنین دراین ماه به طور واضح نسبت به وسایلش احساس مالکیت شدید داشت، علاقه زیادی به لباس و به خصوص کفش و کفش بزرگتر ها نشان میداد، همچنین قهر کردن برای رسیدن به خواسته هایش را یاد گرفت. متاسفانه در نوروز 96 دچار اسهال به مدت ده روز شد و لاغر و کم اشتها شد، چشمک زدن، نشان دادن بینی و لپ و مو و شکم از شیرین کاری های این ماه عسل مامان بود. همچنین تقلید کردن آرایش کردن با فشار دادن مداد آرایشی در چشمش و کشیدن پنبه و دستمال کاغذی روی صورتش، و تمایل به خوردن غذا به تنهایی و بدون کمک و دخالت ما و نیز تکیه دادن به پشتی و مبل و شروع کردن به صحبت البته ما که متوجه نمیشدیم، و هنگام تاب سواری شعر تاب تاب عباسی را به صورت مبهم و آهنگین همراه ما زمزمه میکرد. راستی نفس مامان هشتمین دندانش در شانزده ماهگی درآورد.
ما را در سایت یادداشت های من و دخترم سلنا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 20