دوازده ماهگی سلنا خانم گوشی موبایل هریک از اعضای خانواده را میشناخت و با دادن گوشی هر شخص به وی با ایما و اشاره میخواست که آهنگ بگذاریم تا برقصد، و هنگام شنیدن آهنگ از تلویزیون و یا.... ابروهایش را به حالت اخم در هم میکشید و برایمان همراه با حرکت سرش به طرفین آواز میخواند به شکل ههههههههههمممممم ههههههههمممممممم. به توپ میگفت هپا، به حمام حممممم، به عمو و عمه عمممم، بابا و مامان را شکسته ادا میکرد و آب را میگفت ام. دوازده ماهگی بدون کمک توانست بایستد. تشخیص میداد خودکار و کاغذ باهم هستند. ویا کلاه برای پوشیدن سر و جوراب برای پوشیدن پا هست. در این ماه که دومین یلدای زندگی سلنا بود از نظر علم نجوم دو شب یلدا وجود داشت.
ما را در سایت یادداشت های من و دخترم سلنا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 19